کتاب/ پیشرفت های اقتصاد و مالی اسلامی
۲۱ اردیبهشت, ۱۳۹۵
بررسی میزان انطباق پذیری مدل های سنجش عملکرد سازمانی در سازمان های پروژه محور (مورد مطالعه قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص))
۲۲ اردیبهشت, ۱۳۹۵
نمایش همه

کتاب/ تصمیم‌گیری استراتژیک

عنوان کتاب :  تصمیم‌گیری استراتژیک(مطالعه موردی: رویکرد موعودگرای شیعه)
مولف :  دکتر غلامرضا گودرزی
ناشر : انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام
سال انتشار :  ۱۳۸۷
نوبت چاپ :  اول
شابک :  ۹۷۸۹۶۴۷۷۴۶۴۳۴
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴
خرید

مقدمه

همه ساله با فرا رسيدن نيمه ‏شعبان شهرها آذين می‏شوند و مردم با شور و شوق، میلاد موعود شیعه و امید مستضعفان جهان را به هم تبريك مى‏گويند. اين تبريك و تهنيت انعكاس تمناى همه مردم در همه ادیان است و تنها مخصوص شيعيان نيست، هرچند ظهور و تجلی آن در میان ایشان بیشتر است. موعود، تمناى همه كسانى است كه در عرصه زمین زندگى ‏می‏كنند و درمانده و جوياى عدالت‏اند. به بيان ديگر، اين تمنای ذاتى وجود آدمى است. انتظار و آرزوى فرارسيدن روزى كه عدالت در عرصه زمين جارى شود و اثری از ظلم و بی‏عدالتی در میان نباشد. به ویژه امروزه با مشاهده بحرانهايى كه بشر را از هر سو در خود فرو برده است، تمناى ذاتى و شوق ديدار مردى كه همه را از اين وضع نجات دهد دو چندان مى‏شود.

همچنین اين پرسش مطرح است كه چرا جشن ميلاد در جغرافياى نيمه شعبان مى‏ماند و اين امكان پيدا نمى‏شود كه اين موضوع، يعنى انتظار موعود در هیئت يك فرهنگ، تمدنی نوین و بستر سیاستگذاری شناخته، معرفی و مستقر گردد و اين امكان به وجود آيد که از منظر موعود و اعتقاد به مهدويت ‏بتوان درباره آينده جهان و جهان آينده گفتگو كرد، بر مبنای آن اندیشید و از همه مهمتر بر اساس آن برای زمان حال تصمیم گرفت.

بسيارى از مكاتب فلسفى و سياسى همواره از آينده، جهان و جهان آينده گفتگو داشته‏اند، به نوعى، در بحث از فلسفه تاريخ نيز اين موضوع مطرح است. بسيارى از نظريه پردازان سياسى هم با گفتگو درباره آينده جهان، زمينه‏هايى براى تدوين طرحهاى استراتژيك فراهم كرده‏اند. طرحهايى كه مردان اهل سياست ‏به اتكاى آنها برنامه‏ريزى و سعى کرده‏اند بر مقدرات و مقدورات مردم ساكن كره خاك دست ‏يابند. اين تحقیق ناظر بر اين معنای مهم است که چگونه میتوان از تفکر مهدویت برای حال و در مقام سیاستگذاری بهره برد.

بشر همواره در مورد آینده خویش و حوادث آتی کنجکاو بوده است. سیر تحولات این علاقه از ابتدای تاریخ (که بیشتر آینده‏نگری در قالب پیشگویی‏های طالع‏بینان و افراد خاص صورت می‏گرفت) تاکنون (که تلاش شده است آینده‏نگری در چارچوب اصول و روشهای علمی قوام یابد) قابل بررسی است. در سالهاى اخير، جهان ظهور موجى فزاينده از توجه به پيشگویي‏هاى كتاب مقدس درباره پایان جهان را شاهد بوده است. در نشريات غربى و پايگاههاى اينترنتى مقالات فراوانى منتشر شده كه در آنها پيشگویي‏هاى مذکور با رويدادهاى عصر حاضر تطبيق و از حوادث مختلف سال‏هاى اخير به عنوان نشانه‏هاى پایان دنيا ياد شده است.

امروزه اينترنت دسترسى سريع و تقریباً آسان به موضوعات مختلف را ممكن نموده است. اگر فردی با موضوعاتى چون پايان جهان، آخرالزمان، رجعت یا موعود ومنجى‏ در اينترنت جست‏وجو کند با انبوهی از اطلاعات، سایتها و مطالب متعدد مواجه خواهد شد، که برخی از این گونه اطلاعات در فصول آتی نیز خواهد آمد. گسترش این شبکه و تاکید آن بر تمامی موضوعات و در تمامی شاخه‏های علمی، اعتقادی، سیاسی و اجتماعی باعث شده است بررسی و شناخت ابعاد مختلف یک رویداد، اندیشه یا رخداد سهل و ممتنع باشد. سهل از جهت گسترش و به روز بودن اطلاعات و داده‏ها و ممتنع از بابت پیچیدگی‏ها و اسرار ناگفته اطلاعات. متأسفانه از نظر محقق، ساده انگاری و ساده اندیشی فرآیند مذکور و بالتبع، کاهش روحیه خودباوری علمی از آفات جامعه علمی کشور به ویژه در حوزه علوم انسانی است. کتاب حاضر، به نوعی، به مطالعۀ ریشه‏های این مسئله و تطبیق آن در یک موضوع خاص معطوف است.

در حوزه تصمیم‏گیری استراتژیک کلان کشور، مطالعات متعددی شده است، که اکثر آنها قابل توجه هستند. لیکن آنچه معمولاً مورد غفلت واقع می‏شود مبنا و اصول حاکم بر متدولوژی‏ها و مکانیسم‏های مطرح شده در ادبیات مدیریت است. با توجه به حساسیت بحث تصمیم‏های کلان و استراتژیک برای کشورها و ضرورت یافتن مدل‏هایی کاربردی، بومی و مبتنی بر اعتقادات اسلامی و دینی، باید راهکار دیگری جستجو و پیشنهاد کرد. تجربه سالها برنامه ریزی در ایران حاکی از آن است که به‏رغم کسب توفیقات فراوان در راه نیل به اهداف برنامه‏ها (بر اساس گزارش مسئولان مربوط و نهادهای رسمی کشور چون بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و سازمان مدیریت و برنامه‏ریزی) کارایی و اثربخشی برنامه‏ها از منظر فرهنگ و اعتقادات محل تأمل است.

به بیان دیگر اگر از زاويه فرهنگ و جامعه به اين موضوع نگريسته شود، ابعاد قضيه متفاوت خواهد بود. بي‏شك انقلاب اسلامي ایران داراي مباني فرهنگي است که با هدف تحول فرهنگي شكل گرفته و ماهيت آن كاملاً به يك نظام فرهنگي متکی است. به همين دليل است که جامعه اسلامي با انواع بحران‏هاي فرهنگي و به تعبير بهتر تهاجم فرهنگي مورد تهديد واقع شده است و خواهد شد. لذا یکی از ملاک‏های ارزیابی برنامه‏ها، علاوه بر معیارهای تخصصی برنامه، تأثیرات فرهنگی آنهاست. مراد از فرهنگ در اینجا معنای عام آن است که تمامی حوزه‏های آداب، رسوم، اعتقادات و باورها را شامل می‏شود. از این‏رو اثربخشي مديريت فرهنگي در ايران از اهميت حياتي و ویژه‏ای برخوردار خواهد بود. مسایل فرهنگي و مديريت آن ازجمله مهمترين مسایل راهبردي و تصميم‏های استراتژيك كشور ‌به شمار مي‌آيند. ضمن این که ماهيت امور فرهنگی خاصه خزندگي، نامریي بودن و تاثيرات بلندمدت ناشي از آنها بر حساسيت كار مي افزايد، مطالعات و تجربیات حاکی از آن است که جهت‏گیری فرهنگی در اکثر برنامه‏های توسعه مغفول مانده است.

اگر اعتقادات و باورهای عمومی مردم جامعه یا به تعبیر عام‏تر آن نگرش اعتقادی را در نظر بگیریم بر میزان غفلت کردن و دور بودن برنامه‏ها از ارزش‏گذاری دینی افزوده می‏شود. البته این ادعا اصلاً به معنای تعارض بین برنامه‏ها و تصمیم‏گیری‏های استراتژیک با نگرش اعتقادی نیست، بلکه منظور، عدم اهتمام به این نوع نگرش و اولویت گذاری آن است. برای تبیین بهتر لازم است از یک دیدگاه دیگر به موضوع نگریست.

برای بارگیری بخشی از کتاب و فهرست مطالب اینجا کلید کنید