کتاب/ ساخت نظريه بي‌تفاوتي سازماني
۲۱ اردیبهشت, ۱۳۹۵
کتاب/ تاثیر جهان بینی توحیدی در دانش مدیریت
۲۱ اردیبهشت, ۱۳۹۵
نمایش همه

کتاب/ پژوهش های تفسیری در سازمان

عنوان کتاب : پژوهش‌های تفسیری در سازمان؛ استراتژی‌های پدیدارشناسی و پدیدارنگاری
مولف : دکتر حسن دانایی فرد؛ سید حسین کاظمی
ناشر : انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام
سال انتشار : ۱۳۸۹
نوبت چاپ : اول
شابک : ۹۷۶۰۰۲۱۴۰۳۷۱
رده بندی دیویی : ۲‎۲‎۷‎۳‎۴‎۲‎۵
خرید

پیشگفتار نویسندگان

مطالعات سازمان از هنگامی آغاز می‌شود که خاصیت «نوظهوری» در سطحی از روابط اجتماعی، موسوم به سازمان، پذیرفته شود. به عبارت دیگر، پذیرفته شود که ویژگی‌ها و تجلیات رفتاری و درونی افراد در سطح سازمانی، متفاوت و متمایز از سطح فردی یا خانوادگی یا دیگر سطوح است. نمونه بارز در این مورد (در مورد تجلیات منحصر به فرد سطوح مختلف)، ترکیب اکسیژن و هیدروژن است، دو عنصری که به صورت منفرد خواصی دارند اما در سطح ترکیبی (آب) خواص نوظهور منحصر به فرد دیگری پیدا می‌کنند (اما کماکان نیز می‌توان آب را به این دو عنصر تجزیه کرد). با این حال ترکیب افراد و پیدایش سازمان‌ها حالت نسبتاً متفاوتی دارد. برای عناصری چون اکسیژن و هیدروژن، مقدّر شده است که ترکیب آن‌ها همیشه به ماده‌ای خاص و متفاوت از آن دو (یعنی آب) بینجامد. اما در قاموس روابط میان انسان‌ها چنین سرنوشت لایتغیری مرقوم نشده است. در واقع انسان‌ها هر یک به صورت منفرد ویژگی‌های منحصر به فردی دارند و سازمان‌هایی که از روابط آن‌ها با یکدیگر نیز شکل می‌گیرند ویژگی‌های منحصر به فرد خود را دارند.

از این منظر باید گفت که واژه «سازمان» عبارتی ساده‌سازی شده است که سعی می‌کند تمامی ویژگی‌‌های منحصر به فرد سازمان‌ها را نادیده گرفته و به یک یا چند ویژگی مشترک همه سازمان‌ها اشاره کند. برخی صاحب‌نظران به این فرایند، شی‌گونه‌سازی reification)) یا مجسمه (golem) ‌سازی از سازمان‌ها می‌گویند. هر چند این خاصیت (ساده‌سازی پدیده‌های پیچیده در قالب مفاهیم) که از ذهن انسان برمی‌خیزد و برخی آن را واحد بزرگ ساختن (chunking) می‌نامند، باعث تسریع انتقال مفاهیم می‌شود اما واقف نبودن به این فرایند، خود یکی از مسائل بزرگ پیش روی رشته‌هایی چون مطالعات سازمان است.

ضرورت بازاندیشی در مورد چنین فرایندهای بنیادین شناختی که پایه تفکر کلاسیک و مدرن ما در مورد سازمان را شکل می‌دهند، امروزه به یکی از دغدغه‌‌های اصلی صاحب‌نظران رشته مدیریت تبدیل شده است. هدف این جریان نفی وجود سازمان‌ها نیست، بلکه جلوگیری از تفکر شی‌گونه و تک‌بعدی در مورد سازمان‌هاست. تلاش این جریان بر این است تا نشان دهد سازمان‌ها پدیده‌هایی اجتماعی‌ساخته هستند که ما آن‌ها را می‌سازیم و به طرق مختلف نیز آن‌ها را درک و تفسیر می‌کنیم. درک ما از سازمان‌ها به‌عنوان مجموعه‌ سازمان‌یافته‌ای از افراد که برای تحقق هدفی مشترک تلاش می‌کنند، تنها یک برداشت خاص و مختص گروهی از افراد (دانشگاهیان و آن هم نه تمامی آن‌ها) است، اما آیا کارکنان یک سازمان هم چنین برداشتی از سازمان دارند؟ یا اینکه آیا همه سازمان‌ها حقیقتاً اینگونه‌اند که در این تعریف ذکر شد؟‌

اگر به سیر تطور نظریه‌های سازمان و مدیریت توجه کنید، روند شکل‌گیری برداشت‌های متفاوت از سازمان‌ها را خواهید دید. نظریه‌های کلاسیک، سازمان را به مثابه ماشین می‌دانستند، سپس گرایش به سمت استعاره ارگانیزم تغییر جهت یافت، سپس استعاره فرهنگ و به همین ترتیب (حتی زمانی تمام این استعاره‌ها تحت مفهوم تفکر استعاره‌ای از سازمان ـ در مقابل دیگر انواع تفکر از سازمان ـ سرجمع شدند). همین جریان اندیشه در مورد پدیده‌های درون سازمان نیز شکل گرفته و در حال پیگیری است. افراد در بستر سازمان همه چیز را به صورت مشترک و یکسان تجربه نمی‌کنند، بلکه افراد مختلف تفاسیر متفاوتی از یک پدیده دارند.

پژوهش تفسیری، به زبان ساده، کاوش‌گری در دنیای هزارتوی همین تجارب و برداشت‌های متنوع و مختلف افراد از پدیده‌هاست (در مقابل پژوهش اثبات‌گرا که تعدد تفاسیر را برنمی‌تابد). در همین راستا، در این کتاب نیز سعی شده دو استراتژی پژوهش تفسیری (پدیدارشناسی و پدیدارنگاری) معرفی شوند تا بدین طریق ابزاری در اختیار علاقه‌مندان به پژوهش‌های تفسیری قرار داده شود.

از آنجا که هنوز هم ریشه‌های تفکر شیء‌گونه در مورد سازمان (به‌عنوان تفکری بی‌بدیل) در اذهان بسیاری پابرجاست، کتاب حاضر با فصلی تحت عنوان «بازاندیشی» شروع شده است. هدف این فصل نه آموزش، بلکه پرورش تفکر انتقادی و بازاندیشانه است. تفکری که وجود آن اولین گام برای ورود به دنیای تفسیری است. بنابراین به خوانندگان توصیه می‌شود در فصل نخست سعی کنند تمامی پیش‌فرض‌های خود را شناخته و مورد تأمل قرار دهند و آن گاه به مطالعه دو فصل دیگر که به ترتیب به استراتژی پژوهش پدیدارشناسی و سپس پدیدارنگاری اختصاص یافته، بپردازند.

تلاش نگارندگان در فصول دو و سه معرفی و تشریح مبانی نظری و همچنین گام‌های اجرایی استراتژی‌های یاد شده است. همچنین در جای جای کتاب سعی شده با قرار دادن یادداشت‌های متعدد، تأمل و بازاندیشی مستمر در مورد مطالب ارائه شده ترغیب شود و فرایند بازاندیشی توصیه شده متوقف نشود.

امید است کتاب پیش رو مقبول نظر استادان و دانشجویان قرار گیرد و سهم خود را در پیشبرد مطالعات تفسیری در سازمان و همچنین تفکر بازاندیشانه، به خوبی ایفا کند. مسلماً نظرات و پیشنهادات خوانندگان، نگارندگان را در بازاندیشی مجدد پیرامون مطالب مطرح شده، رفع اشکالات و بهبود کیفی کتاب کمک خواهد کرد.

دکتر حسن دانایی فرد

سید حسین کاظمی

زمستان ۱۳۸۹